مهر ایران
شنبه ۳ سپتامبر ۲۰۱۱
پنجشنبه ۱ سپتامبر ۲۰۱۱
سهشنبه ۳۰ اوت ۲۰۱۱
یـک لحظه فکر کنید، اگر آنها هم ...!؟ پویان انصاری
بـرای ما ایرانی ها، زندگی طولانی دور از خانـه مـادری، مسلمأ از جهـات مختلف در تمـام زمينه ها اثـرات خود را بر روی ما به نحوی گذاشته است به ویـژه در زمینـه مسائل سیـاسی که شـاهـد آن هستیـم!
انسـان با تمام هيبت اش در اين حـوض کوچک که همان غُـربـت است آنهم هم نه به دلخـواه، بلکه بـه خاطر شمشير حکومت جمهوری اسلامی ایران، به ناچار شنـاور است. مسلمأ اين شامل حـال همه نه خواهد بودچراکه هستندکسانيکه برايشان انسان و انسانيت معنايی ندارد، وبرای آنها فرقی ندارد که از آسمان برسرمردم ستمديـده خـون ببـارد يا گُـل! ايـن دستـه کماکـان به زنـدگـی ننگيـن خـود ادامـه مي دهند و من با آنهاکاری نيست. ولی هستند انسـان های صادقی که کم و بیش در جریان مبارزات مـردم کشورهای عربی و آفریقایی قرار گـرفته اند و با دیـدن صحنـه هایی کـه شبیـه آنـرا نـظام ضـد انسـانی جمهـوری اسلامی هـر روزه بـر سر مردم ستمدیـده ما می آورد، بی اختیار بیـاد ایـران می افتنـد.
دوشنبه ۲۹ اوت ۲۰۱۱
یکشنبه ۲۸ اوت ۲۰۱۱
شنبه ۲۷ اوت ۲۰۱۱
جمعه ۲۶ اوت ۲۰۱۱
نقش اصلاح طلبان در داغ کردن تنور انتخابات / حسن زارع زاده اردشیر
نقش اصلاح طلبان در داغ کردن تنور انتخابات / حسن زارع زاده اردشیر
روزنامه نگار و فعال حقوق بشر http://zarezadeh.blogspot.com
حکومت
ولایی با سرسپردگان مجلسی ، دولتی و سپاهی خود مثل همیشه توانسته است نگاه
عده ای را به سمت انتخابات (انتصابات) جلب کند. در این میان نقش نیروهای
خط امامی و چپ نظام؛ از میانه رو ها گرفته تا سران اصلاح طلب که پس از جنبش
سبز موفق شده اند بخشی از مردم را با خود همراه کنند، برجسته تر است.
موضوع
انتخابات که البته امری فرمایشی و نمایشی برای اعتبار بخشیدن به نظام
ولایی شده، می رود که در سایه تلاش حکومت و دلبستگان به نظام به دغدغه ای
اساسی تبدیل شود. به واقع می شود گفت که اطلاح طلبان انتخابات را به گفتمان
غالب سیاسی تبدیل کرده اند و علارغم اینکه تقلب و دستکاری با هدایت رهبری
را شاهد بوده اند و هنوز رهبران خود را در بند می بینند اما همچنان خود را
در چارچوب بازی سیاسی حکومت ولایی قرار داده اند.
شنبه ۲۰ اوت ۲۰۱۱
جمعه ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۱
سهشنبه ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۱
دوشنبه ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۱
ماجرای شیخ و خاتون و ارتباط آن با دوران ما ــ دکتر خزعلی
می گویند یکی از بزرگان نجف عیال را سه طلاقه کرده بود، دیگر امکان رجوع نداشت، باید محلّلی پیدا می کرد تا خاتون را به عقد خویش درآورد و پس از همبستری، او را طلاق دهد، کاری بس دشوارو پر مخاطره بود، باید کسی مییافت که نه خاتون به او دل بندد و نه او به خاتون!
شیخ سردرگریبان به دنبال چاره بود، خاتون جوان و زیبا و گل اندام بود، نکند محلّل جا خوش کند و خاتون را رها نسازد، یا خاتون محلّل را بر شیخ ترجیح دهد! دراین اندیشه بود که صدای انکر الاصوات آبحوضی در کوچه پیچید، صدا را به سرش انداخته بود که : ” آب حوض می کشیم “ خودش از صدایش نتراشیده ترو نخراشیده تر بود، کچل و لوچ و پیس، با قدی کوتاه و چشمانی تنگ ودهانی دریده، دون مایه و بیفرهنگ، با پایی لنگ، ازمال دنیا سطلی داشت و یک لولهنگ، آب حوض می کشید، نگاه به اوکفاره داشت و دیدنش درخواب صدقه، شیخ چون ارشمیدس فریاد کرد که یافتم، یافتم و سربرهنه به کوچه پرید، دیگر آبحوضی نمیدید، او واسطه وصال بود، دراوجمال یارمیدید، او را به اندرون دعوت کرد و راز خویش با او در میان گذاشت، گفت :” همیشه تو آب ما می کشی و اینک ما، همیشه یک درهم می ستاندی و اینک صد دینار، اما حواست باشد که زود کارت را بکنی و بروی!”
نامه ای به یک فاحشه ! ـ فریدون فرخزاد
نامه ای به یک فاحشه !
______
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است !
مگر هردو از یک تن نیست؟
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.
شنبه ۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۱
اشتراک در:
پیامها (Atom)





